15

اکتبر 4, 2011 at 2:43 ب.ظ. 2 دیدگاه

مسخ شدم با حرف‌هايت

دمكه‌هاي پيراهنم را تا ته بايد مي‌بستم

كه هيچ هوايي بر من غالب نباشد

جز آنچه تو گفتي

موجي از مثل‌هايت رگ‌هايم را بست

بغض نبايد مي‌كردم

و پاهايي كه به دنبال تو كشان كشان بود

مرا به خنده‌اي اشك‌آلود مبتلا كرد

تو چشم‌هايت به دامن‌ها گير كرده بود

من موهايي را مي‌خواستم كه چنگ بزنم

مرا رها كند

كوچه‌اي خلوت بيابم

خودم باشم و خدايي

كه از تو روايت نشده باشد

عقّم مي‌آيد بگويم درد دارم

چشم‌هاي پوچ كه بر اندام يكديگر روانند

چه عيبي دارد

به دنبال رمه‌اي براي تركه‌اي كه در دست داري

چه عيبي دارد

من گرگ باشم

در لباس خودم

چه عيبي دارد هر روز هر روز هر روز

بميرم

و از قادري كه ساخته‌اي راضي نباشي

من مقصر بودم

خودم را براي زنده بودن انتخاب كردم

اين طناب تا استخوان رفته

اگر خوني از من نمانده تقصير كسي نيست

جبر چيزي است كه پاي تخته آموختم

و عزراييل در كتاب‌هاي ديني از همه دوست داشتني‌تر بود

عقم مي‌آيد چرا صداي تو هميشه بلندتر است

و من بايد لاي سطرهايي باشم كه كسي نمي‌بيند.

برگ‌هاي نامنتظر درختان

سبز چرك گرفته‌ايست كه در غزل‌ها نمي‌گنجند

صداهايي كه تمام حيوانات از بر مي‌خوانند

مرا ياد كسي نمي‌اندازد

من منتظر نيستم

كسي نيست كه صداي فراموش شده مرا يادم بياورد

كسي نيست كه آفتاب، چشم‌هايش را نزند

كسي نيست كه زنگ بزند

بگويد بخواب

بخواب و خودت را براي ديدن شب‌هاي مرده آماده كن

روزي با سايه‌هاي گريزان آشنا خواهي شد

و نگاهت را خواهند فهميد

اما زبان هم را نمي‌دانيد

ورودی دسته‌بندی شده در: هيچ چيزها. برچسب‌ها: .

هفت سال بعد در چنين روزي چيزي براي زمزمه

2 دیدگاه مال خود را بیافزایید

  • 1. محمد خواجه‌پور  |  اکتبر 4, 2011 در 8:43 ب.ظ.

    می نوشتی تقدیم به خوشنویسی که زندگی من را پشت و رو کرد. کردنی

    پاسخ
  • 2. محمد خواجه‌پور  |  اکتبر 6, 2011 در 2:59 ق.ظ.

    دوباره خواندم:
    عقم مي‌آيد چرا صداي تو هميشه بلندتر است
    و من بايد لاي سطرهايي باشم كه كسي نمي‌بيند.

    پاسخ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

این نوشته را دنبالک کنید.  |  از راه آراِس‌اِس در دیدگاه‌ها مشترک شوید


بایگانی


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.