خواب بد

By سعید

تقريبا يك هفته پيش خواب ديدم سرم از پشت به ميله اي خورد. نه اينكه با ميله اي بزنند به سرم. من شايد پرتاب شده بودم يا نميدانم. درد كمي حس كردم و بعد هيچ. چون به محض اينكه به ميله خوردم فهميدم مرده ام. من مرده بودم. معمولا ما توي خواب اگر چيز وحشتناكي ببينيم سريع بيدار ميشويم يا ناخودآگاه به دنبال اين ميگرديم كه مطمئن شويم داريم خواب ميبينيم. اما اين موضوع من را كنجكاو كرده كه چرا وقتي مرده بودم يا داشتم ميمردم نترسيدم و از خواب نپريدم و تازه صبح يادم آمد چه خوابي ديده ام. به دنبال اين هم نبودم كه چه تفسير و معنايي دارد. فقط از خودم ميپرسيدم يعني مرگ اينقدر راحت است؟

برچسب‌ها:

6 نظر to “خواب بد”

  1. نارسیس می گوید:

    قبلتر ها، خواب مردن رو می دیدم از دل کندن وحشت داشتم.
    این اواخر خواب زندگی رو که می بینم وحشت می کنم.

  2. کاکال گراش می گوید:

    از اون دنیا تعریف کن ببینیم چطوریه؟ نکیر و منکر که میگن میاد هم دیدی یا نه؟ سوالاشون و لو بده .

  3. محمد حسن می گوید:

    خواب های آشفته هست.
    احتمالا شب زیاد ی خوردی.

  4. مسعود غفوری می گوید:

    والله فروید درباره ی این جور خواب ها یک چیزهایی می گه که من جرات نمی کنم اینجا بگم.

  5. محمود می گوید:

    نه خوابت مث آدمه نه مردنت!
    شوخی کردم سعید. خوش میگذره؟

يك پاسخ برايش بگذاريد