Archive for آگوست, 2009

منوي فرهنگي

آگوست 7, 2009

آنچه در زير مي آيد يادداشتي از دوست تازه شناخته ي من، مجتبي جمشيدي است. آقاي جمشيدي فوق ليسانس الكترونيك از شيراز است و هم اكنون در شهر خود شيراز به ارائه سرويس جهت نصب باند و سيستم هاي مدرن بر روي انواع اتومبيل ها مبادرت مي ورزد. عكس ايشان نيز در پايين اين يادداشت قابل رويت است.

meno

سریال؛ افسانه جومونگ سری چهارم

سری چهارم سریال محبوب و پر طرفدار افسانه جومونگ فرقی اساسی با قسمتهای دیگر این سریال دارد. در این قسمت کل ماجرا از یک هواپیمای مسافربری شروع می شود و سقوط آن در یک جزیره اسرار آمیز. سریال بر خلاف فصل های گذشته شخصیتهای متفاوتی دارد اما به محض دیدن قسمت اول آن مطمئناَ شما تا پایان آنرا ادامه خواهید داد. در طول ماجرا شما با بیش از بیست شخصیت اصلی آشنا خواهید شد که تمام آنها بی آنکه خودشان بدانند زندگی و حوادثی تنیده درهم داشته اند. مضمون این سریال در ابتدا حادثه ای می نماید اما با گذشت زمان میتوان آنرا بیشتر دینی، فلسفی و حتی کمدی نامید. در کل اگر شما دلبسته به هر ژانر سینمایی باشید می توانید از این سریال لذت برده و پس از هر قسمت به مفاهیم کلی پرداخته شده در لایه زیرین آن فکر کنید. از مسائل کلی دینی تا ترک اعتیاد یا مسئله سفر به آینده و گذشته تا مسائل حکومت و جامعه ی متمدن تا چیزی مثل شانس و تقدیر یا مشکلات خانوادگی. شعار سریا که بر روی جلد آن نوشته شده این است که « ما به دلیل خاصی اینجا هستیم» که از ترجمه ی انگلیسی آن خودم برداشت کرده ام. چیزی مثل قضیه ی آمدنم بهر چه بود می شود. این سریال زیبا و خوش ساخت را سازندگان سریال افسانه جومونگ ساخته اند. البته به تازگی نسخه ی کپی شده ی آن توسط یک شرکت آمریکایی ساخته شده به نام گمشدگان یا lost که البته این سریال خوشبختانه به مزاق هموطنانمان خوش نیامده و همه منجمله صدا و سیما پیگیر نسخه اصلی آن بوده اند. البته بنده به دلیل اشتیاق فراوان آنرا از سی دی فروشی های غیر معتبر شیراز تهیه کرده ام و از دیدن آن لذت کافی و وافی را برده ام. امیدوارم شما نیز آنرا دنبال کنید.

فیلم؛ دلداده

فیلمی به شدت جذاب و سرگرم کننده برای سپری کردن ساعتی خوش در میان دوستان و خانواده. داستان از این قرار است که دو دلداده ی عاشق با نظر مثبت خانواده ی طرفین تصمیم به ازدواج میگیرند و روز ازدواج دقیقا سه روز بعد از شروع فیلم است. فیلم با مشکلات رزرو سالن و تهیه ی مقدمات یک عروسی درخور و شایسته شروع میشود که دو تن از دوستان و برادر خانم داماد تصمیم به یک مسافرت مجردی میگیرند. آنها با هماهنگی های لازم با بزرگان خانواده راهی آخرین سفر مجردیشان با داماد آینده می شوند. سفری پر ماجرا به اصفهان. آنها شب به اصفهان می رسند و به میدان نصف جهان می روند و دست بر قضا هوس خوردن یک لیوان عرق بیدمشک به سرشان می زند. ما تا آخر فیلم نمیدانیم بعد از خوردن آن لیوان عرق بیدمشک چه بلایی بر سر این دوستان آمده و اصولا صبح داماد كجا غيبش زده. کشف تکه تکه از این معما، لحظاتی خوش را در پی دارد. شعار روی جلد فیلم از این قرار است «بعضی ها جنبه ی اصفهان رفتن را ندارند». البته این فیلم هم از حسادت آمریکایی ها در امان نمانده و کپی ساخته شده از روی آن به نام جعلی hangover اکران شده که با استقبال سرد مردم و مسئولین روبرو شده. امیدوارم شما نیز از این فیلم لذت برده و از پند و اندرزهای همراه با خنده ی آن در زندگی زناشویی و اوقات مسافرت خود استفاده کنید.

فیلم؛ والس با بشیر

فیلم معنا گرای والس با بشیر یک انیمیشن بسیار جذاب و دیدنی است. فیلم به انحراف جوانان معصوم ایرانی می پردازد که چگونه ممکن است در دام هوا و هوس خود گرفتار شوند. فیلم، قصه ی مردی است که بیست سال است کابوسی حشتناک میبیند از حمله ی سگهای وحشی به او. او به دنبال گذشته ی فراموش شده ی خود می رود که چطور در عنفوان جوانی تسلیم هوا و هوس خود شده و به خانه و خانواده خود بی اعتنا بوده و شبهای بسیاری را به عیش و نوش در پارتی ها و در بین دوستان ناباب گذرانده است. اسم فیلم هم دقیقا حاکی از همین است رقص با بشیر. بشیر که جوانی جنوبی است در پی کار و زندگی و درآمد بهتر به تهران می رود اما گرگ های این شهر از پاکی و سادگی این جوان سوءاستفاده کرده و او را همراه خود به منجلاب فساد می کشانند. اما بشیر به صورتی معجزه آسا از این منجلاب رهایی پیدا می کند و در زمان روایت فیلم شروع به افشای رازهای نهفته در گذشته می کند. ساخت این فیلم به صورت انیمیشن به آن قدرتی بیشتر بخشیده و آنرا تاثیر گذارتر کرده است. امید دارم از این فیلم سراسر پند و اندرز بهره کافی را ببرید.

کتاب؛ اپرای شناور

راوی داستان، زندگی  و کار پر از ماجرای خود را در یک لنج باری در خیلج همیشه فارس روایت می کند. کاری که به رغم زحمات زیاد، از لحاظ مادی سودی برای راوی ندارد و از طرفی این لنج جایی است که ناخدای مالدوست همدست با قاچاقچیان کالا، به قاچاق انواع اجناس بی کیفیت خارجی به کشور می پردازد و مبارزه ی درونی شخصیت با خود و ناخدای از خدا بی خبر، رمانی هیجان انگیز را می آفریند. کتاب، کلکسیونی از اطلاعات متنوع درباره حرکت لنجها و انواع ماهی های موجود در خلیج فارس  و آداب زندگی مردم بندر می باشد. جان بارت که همین چند سال قبل به ایران آمده بود انگیزه ی نوشتن این رمان را سفر به جنوب ایران و دیدن مردم خونگرم جنوب می داند. او به همراه خود يك دستگاه قليان ميوه اي هم به همراه خود به آنسوي آبها برد. نام این رمان هم اشاره به موسیقی ایی است که ناخدا همیشه با رادیوی خود بر آبهای خلیج فارس دریافت می کند که نشان از وطن فروشی او دارد.

موسيقي

درباره موسیقی، بنده اول یک توضیح باید بدهم که پروسه تربیت و آموزش بنده با روشهای سنتی صورت پذیرفته و دست بر قضا تمامی آموزش دهندگان و دلسوزان تربیت بنده راست دست بوده و به علت اعمال این روشها گوش چپ بنده برای شنیدن موسیقی عملاَ از کار افتاده است و این روزها تنها چیزی که از ماشین های خیابان می شنوم دوبس دوبسی بیش نیست. اینجا باید بگویم کلا هر چیزی که از موبایل فرزندان این مرز و بوم برآید به مزاج ما خوش آید. هرچند چند باری که با گوشی های برخی جوانان به شنیدن موسیقی مبادرت ورزیدم هر بار یکی از گوشی ها را به گوش راستم میزدم، متعجب مانده بودم که چرا در یک گوشی صدایی شاد و مخصوص مجالس آنچنانی است و در گوشی دیگر خواننده ای از غم ها و دردها و حکایت خودکشی و مرگ می خواند. درباره یکی از خوانندگان امروزي هم اطلاعاتی که کسب نمودم این بوده که شنیده شده یکی از کلکسیونرهای اروپایی گنجینه ای از آثار باقیمانده از آهنگسازانی نظیر بتهوون و باخ را فروخته و آلبومی از خواننده ای ساسی نام خریده و آنرا هدیه ای الهی نامیده. بعد از اینکه به او میگویند آخر مگر می دانی اینها چه میخوانند می گوید، مهم نیست چون خودشان هم نمیدانند چه میخوانند. خلاصه با این گوش سنگین بنده همان ساز و نقاره بهترین معرفی موسیقی ای است که می توانم به شما عزیزان پیشنهاد دهم.