دیروز بعد از ظهر اول وقت پیرمردی می آید و خوب مخ ما را میخورد (معلوم میشود چند روز است برای رفع اشکال تشریف می آورد) که این زنه که میگوید مشترک مورد نظردر دسترس نمیباشد و دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است را برایش معنی کنیم. کلی هم از آقای احمدی نژاد میگوید که این یکی هیچی برای خودش نمیخواد و نوکر ملت است و قبل رفتن کارت ویزیتی که عکس رئیس جمهور در کنار یک دختر مدرسه ای است را به ما می دهد و میگوید توی جیب بگذارید که موجب برکت است. بعد یکی می آید و برخلاف دیگران بدون چک و چانه یک گوشی می خرد و می گوید امروز توی مراسم استقبال از ریاست جمهوری گوشی بنده را زده اند و میرود. ما با هم به آن کارت پر برکت نگاه می کنیم.